بسمه تعالی.................. همانطور که وعده کرده بودم مطالب آخرین سخنرانی حضرت علامه را که سال گذشته در همین ایام ایراد فرموده بودند برایتان قرار می دهم. ضمن این تذکر که خلاصه مطالب و عکس مربوطه عینا مانند سایت معظم له می باشد و اصلاحی در آن انجام نداده ام. امید که مورد استفاده جویندگان حق و حقیقت واقع شود.

بسمه تعالي....................حضرت آيت الله ابطحي مدظله العالي در روز جمعه 19 جمادي الاول سال 1427 در جمع سالكين الي الله به توضيح آياتي از سوره هاي منافقون، تغابن و طلاق پرداخته و فرمودند: آياتي كه در هفته گذشته تلاوت نموديد، به سه موضوع اشاره بيشتري دارد كه عبارتند از : تقوا ، انفاق و موانع حركت بسوي خدا. اين سه مسئله اهميت خاصي براي سالك الي الله دارد. سالك الي الله يعني رونده بسوي خدا، يعني كسي كه راهي را براي خدا و رسيدن به خدا طي مي كند. شما سالك الي الله هستيد و بسوي ملاقات با پروردگارتان مي رويد. ملاقات با پروردگار يعني اينكه يك روزي در همين دنيا يا در آخرت و الي الابد به جايي مي رسيد كه هيچ چيز و هيچ كس و هيچ موجودي غير از خدا به دردتان نمي خورد. لذا خداي تعالي در آياتي كه تلاوت نموديد مي فرمايد: « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُلْهِكُمْ أَمْوَالُكُمْ وَ لَا أَوْلَادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ »منافقون/9. شما را اموال و اولاد ( و خيلي چيزهاي ديگر) از راه و ياد خدا باز ندارد. و كسي كه اينها او را غافل كند، ضرر كرده است. در دنيايي كه محل تجارت اولياء خداست، اين افراد ضرر كرده اند. مثل مسافري كه همه سرمايه اش را به تهران آورده تا در آنجا تجارت كند. آنجا همه پولش را بيهوده و بيجا خرج كرده و با دست خالي روي برگشتن با وطنش را ندارد و نمي تواند زندگيش را اداره نمايد و مورد لعن و نفرين همه نيز واقع شده است.
معظم له در ادامه توضيح آيات هفتگي فرمودند: تقوا يعني خودنگهداري از بديها. يعني يك سالك الي الله بايد خودش را از انحرافات و عقايد باطل و كارهاي اشتباه و كارهايي كه او را از ياد خدا و لقاء پروردگار باز مي دارد، حفظ كند و فقط در صراط مستقيمي كه به محضر پروردگار و رضايت او منتهي مي شود حركت نمايد و در اين راه ، هيچ چيز مانعش نباشد. مثلا شما قصد مسافرت به شهري را داريد و در راه كاملا احتياط مي كنيد كه از جاده منحرف نشويد و ماشينتان خراب نشود و خودتان هم تا رسيدن به مقصد، سالم و پر انرژي باشيد. اگر چه راه مهم است ولي مهمتر از راه ماشين است و مهمتر از ماشين سلامت خود شماست. اگر به شما گفته شده است تقوا را در كنار مراحل تزكيه نفس داشته باشيد به اين معنا نيست كه تقوا در حاشيه باشد و بود و نبودش فرقي نكند، بلكه به اين معناست كه در حين رانندگي به سمت مقصد مورد نظر، متوجه انحرافات باشيد، محاسبه و مراقبه داشته باشيد، به پيچ و خمهاي جاده و علائم راهنمايي و رانندگي توجه نماييد. تقوا اساس كار است، اگر تقوا نباشد، نه راه و نه ماشين سالم به درد شما نمي خورد. راه، همين مسير تزكيه نفس است كه شما بايد از لحظه اولي كه به مرحله يقظه پانهاديد تقوا را داشته باشيد. اينكه به شما دستور داده شده واجبات را انجام دهيد و محرمات را ترك كنيد، اين معناي تقواست. هر جا خاندان عصمت با مردم صحبتي داشته اند توصيه به تقوا فرموده اند. امام جمعه كه بايد در صحبتهايش سفارش به تقوا كند براي اين است كه تقوا ريشه و اساس كارهاست. و خداي تعالي در اين آيات مطالب بسيار جالبي درباره تقوا بيان فرموده است.....
بسمه تعالي ............ يكي از حقايقي كه از محضر حضرت علامه آيت الله سيد حسن ابطحي خراساني مدظله العالي آموخته ام، مسئله بسيار مهم « صلوات » و آثار و بركات آن در جامعه اسلامي و زندگي بشري است.
حقيقت صلوات چنانكه از روايات استفاده مي شود رحمت خاص الخاص پروردگار است. اگر رحمت و مهرباني خداي تعالي را به 3 بخش تقسيم كنيم عبارت خواهند بود از : رحمت عام (مهرباني عمومي) كه معناي رحمانيت همين است، رحمت خاص ( مخصوص مومنين ) كه حقيقت كلمه رحيميت است و رحمت خاص الخاص كه مخصوص افراد خاصي مي باشد و مهرباني بسيار خصوصي ميباشد.
در قرآن كريم خداي تعالي صلوات را به چند دسته اعطا نموده است :
1- در آيه شريفه استرجاع خداي تعالي مي فرمايد : « و لنبلونكم بشيء من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات و بشر الصابرين الذين اذا اصابتهم مصيبة قالوا انا لله و انا اليه راجعون اولئك عليهم صلوات من ربهم و رحمة ... » در اين آيه شريفه صلوت خداي تعالي نثار كساني شده كه در امتحانات الهي صبر مي كنند و مسير حركت خود را بسوي خداي تعالي مي دانند.
2- همچنين در آيه شريفه صلوات خداي تعالي مي فرمايد : « ان الله و ملائكته يصلون علي النبي يا ايها الذين امنوا صلوا عليه و سلموا تسليما » خداي تعالي رحمت خاص الخاص خود را به پيامبرش اهدا مي نمايد كه البته در تفسير اين آيه شريفه از شيعه و سني نقل شده كه پيامبر اكرم صلي الله عليه و اله فرمودند : « كسى كه بر من صلوات بفرستد؛ ولى بر آل من صلوات نفرستد،بوى بهشت را استشمام نخواهد كرد. » بنابراين يكي از مصاديق فرود صلوات، پيامبر اكرم و آل او صلي الله عليهم اجمعين هستند. بعضي از علما معتقدند كه علت نامگذاري نماز به « صلاة »، صلوات واجبي است كه هر مسلمان موظف است در تشهد نماز براي پيامبر و آل پيامبر درخواست نمايد.
3- در آيه ديگري از قرآن خداي تعالي مي فرمايد : « هو الذي يصلي عليكم و ملائكته ليخرجكم من الظلمات الي النور » . در تفسير اين آيه شريفه امام صادق - عليه السلام فرمود: « هنگامى كه نام پيغمبر - صلى الله عليه و آله - برده مى شود بر آن حضرت بسيار صلوات بفرستيد؛ زيرا هركس يك بار بر او صلوات فرستد خداوند هزاربار در هزار صف از ملائكه بر وى صلوات فرستد، و هيچ مخلوقى باقى نماند مگر اين كه بر آن بنده صلوات فرستد بخاطر صلوات خداوند و ملائكه اش بر او، و دست نكشد از اين ثواب ها و بى رغبتى ننمايد؛ مگر نادان خودبين كه خدا و رسول از وى بيزارند.» بنابراين يكي از راههاي دريافت صلوات خداي تعالي، زياد صلوات فرستادن بر پيامبر و آل اوست.
4- در جريان ابولبابه و توبه او كه ثلث اموالش را در راه خدا صدقه داد تا روحش پاك و طاهر شود، خداي تعالي به پيامبرش مي فرمايد : « خذ من أَموالهِم صدقة تطهّرهم و تزكّيهم بها و صل عليهم ان صلاتك سكن لهم ». مي فرمايد: قدري از اموالشان را بگير تا بوسيله دريافت صدقه تزكيه شان كني و براي ايشان تقاضاي رحمت خاص الخاص بنما كه اين درخواست صلوات تو باعث آرامش و سكون روحي براي ايشان مي شود. بنابراين گروه ديگري كه مشمول صلوات الهي مي شوند كساني هستند كه از مال دنيا در جهت پاكي و تزكيه روح خود گذشت مي نمايند.
رحمانيت خداي تعالي از قبيل نعمتهاي دنيايي و الطاف مادي است كه شامل همه مخلوقات مي شود، كافر و مسلمان فرقي در دريافت اين رحمت عام ندارند.
رحيميت خداوند شامل حال مومنين مي شود، عنايتهاي معنوي و توفيقات خاص از اين قبيل هستند.
اما نتايج صلوات كه رحمت خيلي خاص خداوند است ، براي هر دسته و گروه متفاوت است : به اين معنا كه براي عموم انسانها، صلوات باعث خروج از تاريكي هاي جهل و صفات رذيله و ورود به نور علم و حكمت و صفات حميده مي باشد. « هو الذي يصلي عليكم و ملائكته ليخرجكم من الظلمات الي النور » . صلوات خدا براي معصومين از پيامبر و آل او باعث ترفيع درجه و مقام و رحمتهاي خاص الخاصي است كه من از جزئيات آن مطلع نيستم و براي غير معصومين آل پيامبر، باعث تزكيه روح و بخشش گناهان ايشان مي باشد.
با يك جمع بندي كلي متوجه مي شويم كه دريافت صلوات الهي منوط به پاكي و طهارت روح هر انسان است. هر اندازه يك فرد پاكتر و مهذب تر باشد و از امتحانات الهي سربلندتر بيرون آمده باشد ، بيشتر به صلوات الهي دست مي يابد. كسي كه به صلوات الهي برسد از حجابهاي ظلماني و نوراني رها گشته و به ملكوت عالم راه مي يابد، قلبش مملو از حكمت الهي شده و از تاريكي هاي زمان غيبت رها مي شود. اي كاش ما هم هرچه زودتر پاك و طاهر مي شديم و به نورانيت كه نتيجه دريافت صلوات الهي است دست پيدا مي كرديم. به اميد آن روز

بسمه تعالي.
در اين بخش يكي ديگر از حكمتهاي جاري شده از زبان و قلم حكيم و عارف بزرگ، فقيه اهلبيت، دانشمند محترم، و نويسنده قهار، حضرت آيت الله علامه حاج سيد حسن ابطحي خراساني مد ظله العالي را كه با فهم ناقص خود برداشت نموده ام انشاالله مي نويسم. اگرچه ميدانم حكمت در هردلي نمي نشيند و مامن و ماواي خود را مي طلبد.من هم مثل طوطي اين حقايق را فقط در ذهن خود اندوخته ام به اين اميد كه شايد روزي توفيق عمل به آنها را پيدا كنم.
يكي از حقايق علمي مربوط به شناخت 14 نور مقدس عليهم السلام بحث عصمت اين بزرگواران است. همانطور كه مي دانيد ما با ادله نقلي و عقلي اثبات مي كنيم نمايندگان و حجج الهي بايد عصمت داشته باشند. حال اين عصمت ابعاد مختلفي دارد. مثلا عصمت از گناه، عصمت از خطا و اشتباه، عصمت از نسيان. درباره خاندان عصمت عليهم السلام يك عصمت بالاتري نيز وجود دارد كه اين مطلب از حكمتهاي بكر آيات و روايات بوده و توسط يك فكر پاك و مهذب و قلب و روح متصل به نهر كوثر استخراج گرديده، و آن، « عصمت از جهل » است. عصمت از جهل يعني اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام علاوه بر اينكه از هر خطا و اشتباه و گناه و ناپاكي منزه و مبرا هستند، از جهل و ناداني نيز معصومند. براي اين حقيقت بزرگ، آيات و روايات مستدل زيادي موجود است كه اگر مسئولين فرهنگي مملكت مجالي و فرصتي براي عالم بزرگوار ، حضرت علامه ابطحي مهيا مينمودند شايد اين مطلب بطور مفصل و واضح بهمراه دهها ابداع جالب و مهيج ديگر از حقايق دين و معارف الهي در جامعه منتشر مي گرديد. از جمله آيات مويد قرآن بر اين مطلب، آيه ذيل است : « و كل شيء احصيناه في امام مبين » و همينطور در دعاي ندبه كه از معتبرترين ادعيه شيعه است ميخوانيم: « و اودعته علم ماكان و ما يكون الي انقضاء خلقك ». اين امتياز، يعني عصمت از جهل در انبياء ديگر غير از پيامبر اكرم صلي الله عليه و اله و خاندان پاكش نبوده و ان شاالله در زمان ظهور حضرت بقية الله الاعظم ارواحنا فداه اثرات مهم اين بخش از عصمت را در اداره حكومت واحد جهاني ملاحظه خواهيد نمود. بطور خلاصه عرض ميكنم : كسي كه بخواهد حكومتي توام با عدل و داد در زمين ايجاد نمايد اسباب و لوازمي نياز دارد. يكي از اين لوازم علم بدون نقصي است كه هر لحظه بداند در كجاي كره زمين چه مي گذرد، بعلاوه از خطورات قلبي افراد نيز مطلع باشد و خائنين را بشناسد و اهداف پليد آنان را متوجه باشد. بداند كجا ظلمي واقع شده و كجا مظلومي آه مي كشد. و همچنين قدرت مطلقي داشته باشد كه بتواند با اراده اي، به هر آنچه لازم است برسد. و چون قدرت در دست هركسي نبايد قرار گيرد تا مورد سوء استفاده واقع نگردد، لذا اين مجري عالم و مقتدر بايد پاك و مهذب نيز باشد. كه همه اين سه ويژگي در امام زمان كه جانمان بقربانش جمع است. آنچه خوبان همه دارند تو تنها داري. اي كاش زود تر بيايي و معناي واقعي عدالت را به همه نشان دهي. اللهم عجل فرجه و سهل مخرجه و العن اعدائه...
اكنون آناني كه داعيه علم و فضيلت دارند و هنوز در انجام واجبات و مستحبات و ترك محرمات و شبهات گير كرده اند و عمري است در قيل و قال مدرسه بي بهره مانده اند، بيايند و در مقابل اين معارف زانو بزنند تا قلبشان با نور حكمت اهلبيت احياء گردد . كه فرموده اند: العلم نور يقذفه الله في قلب من يشاء.

بسمه تعالي.امشب در بخش زندگينامه نوبت مي رسد به حضرت آيت الله حاج شيخ محمود عتيق معروف به حاج ملا آقا جان زنجاني رحمت الله عليه كه شايد بنظر من مهمترين نقش را در تعيين جهت زندگي حضرت علامه آيت الله حاج سيد حسن ابطحي مدظله العالي ايفا نمودند. اگرچه حضرت علامه ابطحي اساتيد بزرگ و زيادي در طول عمر شريفشان داشته اند و با اولياء خدا مكررا برخورد كرده اند لكن هربار صحبت از مرحوم حاج ملا آقا جان،استاد محبوب و بزرگوارشان بميان مي آيد تغيري در حالشان هويدا مي گردد كه بطور آشكاري حكايت از ارتباط غريب و محبت عجيب مابين اين استاد و شاگرد ملكوتي و مهذب دارد. مرحوم آيت الله حاج محمود عتيق در آخرين نامه خود به شاگرد عزيزشان حضرت آيت الله ابطحي مي فرمايند: ... تو تنها كسي بودي كه مرا تا حدي شناختي،اسرار مرا به نااهل نگو و فكر كن محمود در دنيا نبوده است مگر اينكه مصلحتي در نقل آنها به نظرت برسد...
راستي بياييد با خود فكر كنيم چرا اولياء خدا بايد اين قدر غريب و تنها در دنيا زندگي كنند و غريبانه از دنيا بروند و هيچ استفاده اي از گوهر باارزش معنويت و حكمتشان نگردد. در كتاب علماءنامدار زنجان تالیف آيت الله زين العابدين احمدي زنجاني صفحه 53 نوشته است: « عارف بالله و بامر الله،جمال السالكين و قدوة العارفين،صاحب النفس الزكيه و الناطقة القدسيه،حضرت آخوند شيخ محمود عتيق كه به حاج ملا آقا جان زنجاني شهره گشته مردي بوده است كه هنوز هم مردم زنجان از كرامات و حالات و مقامات وي اطلاع كاملي ندارند تا چه رسد به مردم زمان خودش كه العياذ بالله لقب ديوانه به او داده بودند.مردي كه بي سر و صدا آمد و شبانه بانگ هو هو زد و رفت و همه اهل شهر خفته بودند.تنها كسي كه توانست بمدت 4 سال تقريبا از نزديك حالات ايشان را ببيند سيدي است ملكوتي كه هم اكنون در مشهد مقدس رضوي رحل اقامت افكنده و جمع كثيري از سالكين الي الله را بوسيله كتاب و سخنراني و ... دستگيري مي كند. حضرت مستطاب دانشمند معظم جناب سيد حسن ابطحي كه در فقه و اصول از تلامذ آيت الله مرعشي نجفي مي باشد و از ايشان اجازه روايي نيز دريافت داشته و در مكتب عرفان و سلوك الي الله از شاگردان و دست پروردگان حاج ملا آقا جان زنجاني مي باشند و در حالات و زندگينامه ايشان كتابي بنام پرواز روح تاليف نموده اند...»
يادم هست چند سال قبل شبنامه اي منتشر شد كه وجود خارجي مرحوم حاج ملا آقا جان را منكر شده بود!! وقتي شيطان سيرتان ديدند فرزندان و شاگردان و بازماندگاني از آن مرحوم وجود دارد سعي كردند بگويند حضرت آيت الله عتيق زنجاني داراي كمالات خاصي نبوده و يك فرد عادي بوده است. مي بينيد كه اولياءخدا به امامشان اقتدا كرده اند و در غربت و تهمت و فشار زندگي مي كنند.وقتي اميرالمومنين در محراب نماز فرياد فزت و رب الكعبه سر داد مردم شام گفتند مگر علي نماز هم ميخواند؟!! امروز هم امام زمان غريب و مظلوم ما بايد به توصيه پدر بزرگوارش در حاشيه ها و ناشناس و غريب زندگي كند تا با انواع اتهامات و بي عدالتي ها مانند اجداد طاهرينش مسموم و شهيد نگردد. امروز كسي بدرستي مقام و منزلت اولياءخدا را نمي شناسد و حكومتهاي زمان تنها به امنيت و بقاء حكومت خود مي انديشند و ترس از محبوبيت و معروفيت يك ولي خدا خواب را از چشمانشان ربوده و شب و روز نقشه مي كشند تا به چه وسيله و دسيسه اي يك ولي خدا را خانه نشين و منزوي گردانند. يريدون ليطفئوا نور الله بافواههم و الله متم نوره و لوكره الكافرون. با حرف هاي بي ارزش و به تعبير قرآن « زخرف القول » مي خواهند آبروي ولي خدايي را ببرند و نمي دانند كه تعز من تشاء و تذل من تشاء. عزت و ذلت در دست خداست و دست خدا حضرت بقية الله ارواحنا فداه است و خدا محبت اولياء خود را در قلب مردم زياد مي كند و فرموده است: ان الذين امنوا و عملوا الصالحات سيجعل لهم الرحمن ودا. ممكن است حاكمان بتوانند بر بدنهاي افراد حكومت كنند،شكنجه كنند،ارعاب و تهديد بنمايند،اموال و دارايي هاي افراد را مصادره نمايند و در آخر شخصيتهايي را از اولياء خدا منزوي نمايند ولي بر قلب و روح انسانها هرگز نخواهند توانست حكومت نمايند. چون اين خداست كه مقلب القلوب است و او قادر مطلق است و وعده نموده كه عاقبت متعلق به مستضعفين و متقين خواهد بود. پس كساني كه ظلمي كرده اند منتظر عواقب كارهاي شرم آور خود باشند كه: و سيعلم الذين ظلموا آل محمد اي منقلب ينقلبون و لعنت الله علي القوم الظالمين.
بخش هفتم زندگينامه: «دوران تزكيه نفس و آشنايي با مرحوم حاج ملا آقاجان زنجاني:معظمله به خاطر آنكه پدر بزرگوارشان اهل معني و متوسل به حضرت بقية الله (ارواحنا فداه) بود و به تربيت معنوي تنها فرزند پسرش (در آن زمان) بسيار مبادرت مي ورزيد و به خاطر تربيت صحيح و تذكرات پي در پي از سنين طفوليت درباره حضرت ولي عصر (ارواحنا فداه) و اينكه براي رسيدن به مقام قرب آن حضرت و ياري كردن آن بزرگوار بايد تزكيه نفس كرد و خود را از رذائل روحی پاك نمود او را به تهذيب نفس تشويق كرده و در سن شانزده سالگي در پي استادي كه بتواند كاملا او را تربيت كند و به مقصد برساند حركت كرده تا آنكه مطابق آنچه در كتاب ((پروازروح )) نوشته است به مرحوم آيت الله كوهستاني و يكي از اولياي خدا به نام حاج شيخ محمود عتيق معروف به حاج ملا آقا جان زنجاني برخورد مي كند و در مقابل اين دو بزرگوار سر تسليم فرود مي آورد. مرحوم حاج ملا آقاجان از ايشان در تزكيه نفس و كمالات روحي و معرفت حضرت بقية الله (ارواحنا فداه) در مدت چهار سال دستگيري مينمايد.مرحوم حاج ملا آقاجان دوستاني را كه اهل باطن بودند از قبيل مرحوم آيت لله حكمت،مرحوم آیةالله مصطفوي،مرحوم آيةالله حاج ميرزا تقي زرگري،مرحوم آيت الله آقاي نصيري به ايشان معرفي ميكند و به دستور اين دو بزرگوار به دروس فقه و اصول با جديت بيشتري پرداخته و چنانكه شيوه محصلين حوزههاي علميه هست، در ماه محرم و صفر و ماه مبارك رمضان به تبليغات ديني مي پردازند،بطوريكه درسال 1341 هجري شمسي از منبريهاي معروف تهران به حساب آمده و در پانزده خرداد 1341 كه مصادف با دوازدهم محرمالحرام بوده بدستور امام خميني (رضوان الله تعالي عليه) با سخنان پرشور و انقلابي كه درباره فجايع دستگاه حكومت شاهنشاهي ميگويد مورد تعقيب دستگاه حكومت شاهي واقع شده و ممنوع المنبرميگردند. معظم له در يك جريان معنوي تعهد ميكند که اگرموفق به سخن گفتن دوباره بشوند بدون چشمداشتي در امور مادي انجام وظايف تبليغاتي خود را رايگان انجام دهند. بر اين اساس تا اين تاريخ هر منبر يا سخني كه دراجتماع داشته رايگان بوده و به سفارش پروردگار در قرآن كه انبياء علیهم السلام و مبلغين نبايد اجر و مزدي از مردم سئوال كنند تا سخنانشان تاثير بيشتري داشته باشد عمل كردهاند.حضرت آيتالله آقاي حاج سيدحسن ابطحي (دام ظله العالي) به خاطر اهميتي كه مساله تزكيه نفس و داشتن قلب سليم براي بشريت داشته، به كلاسيك كردن اين موضوع مهم اسلامي پرداخته و مراحلي براي تزكيه نفس قائل شده و شاگردانشان را متعهد نموده كه در هر مرحلهاي مدتي به مناسبت روحياتشان كار كنند و به اين نتيجه رسيدند كه وقتي هفت مرحله تزكيه نفس را تمام كردند، تمام صفات رذيله از آنها پاك شده و داراي قلب سليمي مي شوند و با سهولت ميتوانند پا در مراحل كمالات و وصول به حقايق و لقاء پروردگار بگذارند. معظمله در اين راه زحمات زيادي كشيده و در اكثر شهرهاي بزرگ ايران اساتيدي تربيت كرده و مجالسي براي تعليم و توضيح مراحل تزكيه نفس برگزار نمودند. قابل ذكر است كه چهار جلدكتاب ((سيرالي الله )) و دو جلد كتاب (( در محضر استاد)) را در اين راستا نوشتهاند و شاگردانشان در اين خصوص نيز كتابهائي تاليف نمودهاند و دهها نفر از كساني كه مراحل تزكيه نفس را به اتمام رساندهاند به دستور استادشان پايان نامه مراحل تزكيه نفس را به عنوان ((تز)) نوشته و مطالب عاليهاي را در آن پاياننامه ها به قلم آوردهاند كه معظملهبه بعضي از آنها اجازه چاپ دادهاند و بالاخره به تجربه ثابت كردهاند كه اين ابتكار براي تزكيه نفس كه از اهم مسائل اسلامي است بالاترين كشفيات پر ارزش علوم روحي و رواني است كه حتي دانشمندان و اساتيد دانشگاه هاي ممالك مختلف به آن توجه داشتهاند.
اساتيد معظمله در دروس حوزوي: ايشان ادبيات را از اديب نيشابوري (رحمة الله عليه) و حجتالاسلام شيخ رحمتالله فشاركي فراگرفته و شرح لمعه و معالم را از مرحوم مدرس یزدی در مشهد و قوانين الاصول را از امام موسي صدر و رسائل و مكاسب را از مرحوم آيتالله حاج شيخ جواد خندقآبادي و كتاب كفايه الاصول را ازمرحوم آيتالله حاج سيد رضا صدر و مرحوم آيتالله سلطاني در قم فرا گرفته است.معظمله درس خارج فقه را از مرحوم آيتالله العظمي بروجردي و آيتالله العظمي شريعتمداري استفاده كرده و درس خارج اصول را از مرحوم آيتالله العظمي امام خميني و مرحوم آيتالله العظمي آقاي داماد در قم و در نجف درس فقه را از مرحوم آيتالله العظمي سيدعبدالهادي شيرازي و آيتالله العظمي حاج سيدمحمود شاهرودي و درس اصول را از مرحوم آيتالله العظمي خوئي و آيت الله العظمي بجنوردي استفاده كرده است.
اساتيد معظمله در فلسفه و عرفان:آيتالله آقاي سيدحسن ابطحي فلسفه و عرفان را نزد مرحوم علامه طباطبائي و حضرت آيتالله مرحوم حاج شيخ باقر تركي و آيت الله شيخ مجتبي قزويني و رجال و انساب را نزد مرحوم آيتالله العظمي مرعشي نجفي فراگرفتهاند. معظمله در حوزههاي علميه مشهد و قم در ابتدا به درس دادن سطو ح عاليه و سپس از سال 1350بهتدريس خارج فقه واصول و حكمت الهي پرداختهاند.»
از آنجايي كه مرحوم حاج ملا آقا جان خودش فرموده در بهشت دربان حضرت سيدالشهداست اميدوارم و از روح پرفتوحش تقاضا ميكنم كه مرا نيز در نزد سرورانش شفاعت نمايد.آمين.